عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 667غزل شمارهٔ 667شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ونشدهیمنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر با تو بگویم غم افزون شدهٔ منخونین شودت دل ز غم خون شدهٔ من2نقل کریںزان روی که چون زلف تو تیره است و پریشانتو دانی و بس حال دگرگون شدهٔ من3نقل کریںخاکی شدهام تا چو قدم رنجه کنی توبا خاک ببینی تن هامون شدهٔ من4نقل کریںبیم است که ذرات جهان جمله بسوزدزین آتش از سینه به گردون شدهٔ من5نقل کریںدی گفتهام ای جان سر زلف تو چه چیز استگو دام تو ای مرغ همایون شدهٔ من6نقل کریںپرسیدهام ای لیلی من آن که ای توگو آن تو ای عاشق مجنون شدهٔ من7نقل کریںگفتم که دهانت چو الف هیچ نداردگفتی بنگر طرهٔ چون نون شدهٔ من8نقل کریںآن روز مبادا که بدین چشم ببینمهندو بچهای را به شبیخون شدهٔ من9نقل کریںجانا به خدا بخش دلم را که گزیده استمقبول تو را این دل مفتون شدهٔ من10نقل کریںخون دل عطار چه ریزی که نیابیهم طبع سخن پرور موزون شدهٔ من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدرد دل دارم جهانی بیتو منزانکه نشکیبم زمانی بیتو منعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 666اگلی نظمای دل و جان زندگانی منغم تو برده شادمانی منعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 668آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور