عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 73غزل شمارهٔ 73شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انبشکستصنف: غزلصداکاران: عندلیب، فرید حامدآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحسن تو رونق جهان بشکستعشق روی تو پشت جان بشکست2نقل کریںهر سپاهی که عقل میآراستغمزهٔ تو به یک زمان بشکست3نقل کریںناوکانداز آسمان چو بدیدطاق ابروی تو کمان بشکست4نقل کریںعکس ماهت به آفتاب رسیدمنصب آفتاب از آن بشکست5نقل کریںپسته را پهن بازمانده دهاندانی از چیست زان دهان بشکست6نقل کریںهمچو شمعی شکر چرا بگداختکه دلش زان شکرستان بشکست7نقل کریںحیلهٔ جادوان بابل راآن دو جادوی دلستان بشکست8نقل کریںچون به وصلت توان رسید که هجردل عطار ناتوان بشکست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچشم خوشش مست نیست لیک چو مستان خوش استخوشی چشمش از آنست کین همه دستان خوش استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 72اگلی نظمدر دلم تا برق عشق او بجسترونق بازار زهد من شکستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 74آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچشم خوشش مست نیست لیک چو مستان خوش استخوشی چشمش از آنست کین همه دستان خوش استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 72