عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 77غزل شمارهٔ 77شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: اماستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: فرید حامدآڈیوفرید حامدخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفرید حامدخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا در تو خیال خاص و عام استاز عشق نفس زدن حرام است22نقل کریںتا هیچ و همه یکی نگردددعوی یگانگیت عام است33نقل کریںتا پاک نگردی از وجودتهر پختگیی که هست خام است44نقل کریںچون اصل همه به قطع هیچ استاین از همه، هیچ ناتمام است55نقل کریںتو اصل طلب ز فرع بگذرکین یک گذرنده و آن مدام است66نقل کریںچون او همه را ندید میگفتاکنون جز ازین همه کدام است77نقل کریںهر مرد که مرد هیچ آمداو را همه چیز یک مقام است88نقل کریںتا تو به وجود ماندهای بازدر گردن تو هزار دام است99نقل کریںکانجا که وجود دم به دم نیستاصلت عدم علیالدوام است1010نقل کریںشرمت نامد از آن وجودیکان را به نفس نفس قیام است1111نقل کریںبگذر ز وجود و با عدم ساززیرا که عدم، عدم به نام است1212نقل کریںمیدان به یقین که با عدم خاستهرجا که وجود را نظام است1313نقل کریںآری چو عدم وجود بخش استموجوداتش به جان غلام است1414نقل کریںچون فقر عدم برای خاص استکفر است کزو نصیب عام است1515نقل کریںگر تو سر هیچ هیچ داریدر هر گامت هزار کام است1616نقل کریںوامانده به ذرهای تو کم بازهرگز نه تو را جم و نه جام است1717نقل کریںعطار ز هیچ هیچ دل یافتآن دل که برون دال و لام است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرَه میخانه و مسجد کدام استکه هر دو بر مَنِ مِسکین حرام استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 76اگلی نظمغم بسی دارم چه جای صد غم استزانکه هر موییم در صد ماتم استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 78◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںیک موی ترا هزار دام استیک روی ترا هزار نام استامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 178◆آڈیوصداکار منتخب کریںفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمرَه میخانه و مسجد کدام استکه هر دو بر مَنِ مِسکین حرام استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 76
اگلی نظمغم بسی دارم چه جای صد غم استزانکه هر موییم در صد ماتم استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 78