عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 429غزل شمارهٔ 429شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: یدشصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچون دربسته است درج ناپدیدشبه یک بوسه توان کرد کلیدش22نقل کریںشکر دارد لبش هرگز نمیریاگر یک ذره بتوانی چشیدش33نقل کریںندید از خود سر یک موی بر جایکسی کز دور و از نزدیک دیدش44نقل کریںمگر طراری بسیار میکردکمند طرهاش زان سر بریدش55نقل کریںاگر نبود کمند طرهٔ اوکه یارد سوی خود هرگز کشیدش66نقل کریںاگرچه او جهان بفروخت بر منبه صد جان جان پرخونم خریدش77نقل کریںز جان بیزار شو در عشق جاناناگر خواهی به جای جان گزیدش88نقل کریںدلم جایی رسید از عشق رویشکه کار از غم به جان خواهد رسیدش99نقل کریںاگر بر گویم ای عطار آن غمکزو دل خورد نتوانی شنیدش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعاشقی نه دل نه دین میبایدشمن چنینم چون چنین میبایدشعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 428اگلی نظمبنمود رخ از پرده، دل گشت گرفتارشدانی که کجا شد دل در زلف نگونسارشعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 430◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمبنمود رخ از پرده، دل گشت گرفتارشدانی که کجا شد دل در زلف نگونسارشعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 430