عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 30غزل شمارهٔ 30شاعر: عطاروزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: انیکهتوراستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاینت گم گشته دهانی که توراستوینت نابوده میانی که توراست22نقل کریںاز دو چشم تو جهان پرشور استاینت شوریده جهانی که توراست33نقل کریںجادوان را به سخن خشک کنیخه زهی چربزبانی که توراست44نقل کریںآخر این ناز تو هم در گذردچند مانده است زمانی که توراست55نقل کریںگفتی از من شکری باید خواستاینت آشفته دهانی که توراست66نقل کریںچون بهای شکرت صد جان استچه کنم نیمهٔ جانی که توراست77نقل کریںمده ای ماه کسی را شکریکه شکر هست زبانی که توراست88نقل کریںخط معزولی حسن تو دمیدسست ازآن گشت عنانی که توراست99نقل کریںقیر شد گرد رخت غالیه گونخطت از غالیه دانی که توراست1010نقل کریںچون خط او بدمد ای عطارکم شود آه و فغانی که توراست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش کان شمع نیکوان برخاستناله از پیر و از جوان برخاستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 29اگلی نظمچون مرا مجروح کردی گر کنی مرهم رواستچون بمردم ز اشتیاقت مرده را ماتم رواستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 31◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمچون مرا مجروح کردی گر کنی مرهم رواستچون بمردم ز اشتیاقت مرده را ماتم رواستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 31