عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 70غزل شمارهٔ 70شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: اننشستصنف: غزلصداکاران: عندلیب، فرید حامدآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش ناگه آمد و در جان نشستخانه ویران کرد و در پیشان نشست2نقل کریںعالمی بر منظر معمور بوداو چرا در خانهٔ ویران نشست3نقل کریںگنج در جای خراب اولیتر استگنج بود او در خرابی زان نشست4نقل کریںهیچ یوسف دیدهای کز تخت و تاجچون دلش بگرفت در زندان نشست؟5نقل کریںگرچه پیدا برد دل از دست منآمد و بر جان من پنهان نشست6نقل کریںچون مرا تنها بدید آن ماهرویگفت تنها بیش ازین نتوان نشست7نقل کریںجان بده وانگه نشستِ ما طلبکی توان ، با جان برِ جانان نشست8نقل کریںاز سر جان چون تو برخیزی تماممن کنم آن ساعتت در جان نشست9نقل کریںچون ز جانان این سخن بشنید جانخویش را درباخت و سرگردان نشست10نقل کریںخویشتن را خویشتن آن وقت دیدکاو چو گویی در خم چوگان نشست11نقل کریںدایما در نیستی سرگشته بودزان چنین عطار زان حیران نشست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنیم شبی سیم برم نیم مستنعرهزنان آمد و در در نشستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 69اگلی نظمدر سرم از عشقت این سودا خوش استدر دلم از شوقت این غوغا خوش استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 71آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمدر سرم از عشقت این سودا خوش استدر دلم از شوقت این غوغا خوش استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 71