عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 587غزل شمارهٔ 587شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ستامدهایمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںباده ناخورده مست آمدهایمعاشق و می پرست آمدهایم22نقل کریںساقیا خیز و جام در ده زودکه نه بهر نشست آمدهایم33نقل کریںخیز تا از خودی برون آییمکه به خود پای بست آمدهایم44نقل کریںچون شکستی نبود جانان راما ز بهر شکست آمدهایم55نقل کریںدر جهانی که مست هشیار استهوشیاران مست آمدهایم66نقل کریںناقصان بلی خویشتنیمکاملان الست آمدهایم77نقل کریںهستی و نیستی ما بنماندما مگر نیست هست آمدهایم88نقل کریںما چنین خوار نیستیم الحقکه به عمری به دست آمدهایم99نقل کریںهمچو عطار در محیط وجودبه عنایت به شست آمدهایم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمما به عهد حسن تو ترک دل و جان گفتهایمبا رخ و زلف تو شرح کفر و ایمان گفتهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 586اگلی نظمما می از کاس سعادت خوردهایمدر ازل چندین صبوحی کردهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 588◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمما به عهد حسن تو ترک دل و جان گفتهایمبا رخ و زلف تو شرح کفر و ایمان گفتهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 586
اگلی نظمما می از کاس سعادت خوردهایمدر ازل چندین صبوحی کردهایمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 588