عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 107غزل شمارهٔ 107شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: ارنیستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که درین درد گرفتار نیستیک نفسش در دو جهان کار نیست2نقل کریںهر که دلش دیدهٔ بینا نیافتدیدهٔ او محرم دیدار نیست3نقل کریںهر که ازین واقعه بویی نبردجز به صفت صورت دیوار نیست4نقل کریںخوار شود در ره او همچو خاکهرکه در این بادیه خونخوار نیست5نقل کریںای دل اگر دم زنی از سر عشقجای تو جز آتش و جز دار نیست6نقل کریںپردهٔ این راز ، که در قعرِ جانْستجز قدح دردی خمار نیست7نقل کریںآنکه سزاوار در گلخن استدر حرم شاه سزاوار نیست8نقل کریںگلخنی مفلس ناشسته رویمرد سراپردهٔ اسرار نیست9نقل کریںکعبهٔ جانان اگرت آرزوستدر گذر از خود ره بسیار نیست10نقل کریںگرچه حجاب تو برون از حد استهیچ حجابیت چو پندار نیست11نقل کریںپردهٔ پندار بسوز و بدانکدر دو جهانت به ازین کار نیست12نقل کریںچند کنی از سر هستی خروشنیست شو اندر طلب یار، نیست13نقل کریںاز طمع خام درین واقعهسوختهتر از دل عطار نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق را اندر دو عالم هیچ پذرفتار نیستچون گذشتی از دو عالم هیچکس را بار نیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 106اگلی نظمدل بگسل از جهان که جهان پایدار نیستواثق مشو به او که به عهد استوار نیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 108آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعشق را اندر دو عالم هیچ پذرفتار نیستچون گذشتی از دو عالم هیچکس را بار نیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 106
اگلی نظمدل بگسل از جهان که جهان پایدار نیستواثق مشو به او که به عهد استوار نیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 108