عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 448غزل شمارهٔ 448شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ایعشقصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که دایم نیست ناپروای عشقاو چه داند قیمت سودای عشق2نقل کریںعشق را جانی بباید بیقراردر میان فتنه سر غوغای عشق3نقل کریںجمله چون امروز در خود ماندهاندکس چه داند قیمت فردای عشق4نقل کریںدیدهای کو تا ببیند صد هزارواله و سرگشته در صحرای عشق5نقل کریںبس سر گردنکشان کاندر جهانپست شد چون خاک زیرپای عشق6نقل کریںدر جهان شوریدگان هستند و نیستهر که او شوریده شد شیدای عشق7نقل کریںچون که نیست از عشق جانت را خبرکی بود هرگز تو را پروای عشق8نقل کریںعاشقان دانند قدر عشق دوستتو چه دانی چون نهای دانای عشق9نقل کریںچشم دل آخر زمانی باز کنتا عجایب بینی از دریا عشق10نقل کریںدر نشیب نیستی آرام گیرتا برآرندت به سر بالای عشق11نقل کریںخیز ای عطار و جان ایثار کنزانکه در عالم تویی مولای عشق◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخاصگان محرم سلطان عشقمست میآیند از ایوان عشقعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 447اگلی نظمعقل کجا پی برد، شیوهٔ سودای عشق؟باز نیابی به عقل، سِرّ معمّای عشقعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 449آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمعقل کجا پی برد، شیوهٔ سودای عشق؟باز نیابی به عقل، سِرّ معمّای عشقعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 449