عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 708غزل شمارهٔ 708شاعر: عطاروزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: انانگیختهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چشم جان انگیخته2نقل کریںای کار دل ناساخته ناگاه بر دل تاختهبرقع ز روی انداخته وز دل فغان انگیخته3نقل کریںتو همچو مست سرکشی افکنده در جان مفرشیسلطان عشقت آتشی اندر جهان انگیخته4نقل کریںگه دام زلف انداخته گه تیغ مژگان آختهصد حیله زین بر ساخته صد فتنه زان انگیخته5نقل کریںاندیشهٔ تو هر نفس بگرفته دل را پیش و پسبس مرغ جان را زین هوس از آشیان انگیخته6نقل کریںعطار اندر ذکر خود وز نکتههای بکر خودگَرد سمندِ فکر خود، از آسمان انگیخته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصد قلزم سیماب بین بر طارم زر ریختهصد صحن مروارید بین بر بحر اخضر ریختهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 707اگلی نظمای چشم بد را برقعی بر روی ماه آویختهصد یوسف گمگشته را زلفت به چاه آویختهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 709آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصد قلزم سیماب بین بر طارم زر ریختهصد صحن مروارید بین بر بحر اخضر ریختهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 707
اگلی نظمای چشم بد را برقعی بر روی ماه آویختهصد یوسف گمگشته را زلفت به چاه آویختهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 709