عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 733غزل شمارهٔ 733شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: یدهہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای گرد قمر خطی کشیدهدل در خط تو ز جان بریده2نقل کریںهم زلف تو توبهها شکستههم خط تو پردهها دریده3نقل کریںمشکی که بر خط تو گردی استدر گرد خط تو نارسیده4نقل کریںخط تو هزار بیش داردچون مشک خطا درم خریده5نقل کریںبر هیچ ورق ندیده خطیخوشتر ز خط تو هیچ دیده6نقل کریںسر بر خط تو نهاده طوطیسر سبزی خط تو گزیده7نقل کریںکس گرد قمر نشان نداده استاز قیر چنین خطی دمیده8نقل کریںتا دید دلم خط خوش تویک لحظه نماند آرمیده9نقل کریںچون خواست کشید پای از خطوز خط تو خواست شد رمیده10نقل کریںدر قیر خطت گرفت پایشزان میآید به سر دویده11نقل کریںسر به سر خط تو نهاده عطاروز خط دو کون سر کشیده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای جان ما شرابی از جام تو کشیدهسرمست اوفتاده دل از جهان بریدهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 732اگلی نظمچون کشته شدم هزار بارهبر من به چه میکشی کنارهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 734زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای دوش ز دست ما رهیدهامشب نرهی به جان و دیدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2355آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای جان ما شرابی از جام تو کشیدهسرمست اوفتاده دل از جهان بریدهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 732