عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 608غزل شمارهٔ 608شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: امداریمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا ما سر ننگ و نام داریمبر دل غم تو حرام داریم22نقل کریںتو فارغ و ما در اشتیاقتبیچارگیی تمام داریم33نقل کریںز اندیشهٔ آنکه فارغی تواندیشهٔ بر دوام داریم44نقل کریںگه دست ز جان خود بشوییمگه دست به سوی جام داریم55نقل کریںگه زهد و نماز پیش گیریمگه میکده را مقام داریم66نقل کریںگه بر سر درد درد ریزیمگه بر سر کام کام داریم77نقل کریںما با تو کدام نوع ورزیموز هر نوعی کدام داریم88نقل کریںاز تو به گزاف وصل جوییمیارب طمعی چه خام داریم99نقل کریںعطار چو فارغ است از نامما گفتهٔ او به نام داریم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدردا که درین بادیه بسیار دویدیمدر خود برسیدیم و بجایی نرسیدیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 607اگلی نظمما ننگ وجود روزگاریمعمری به نفاق میگذاریمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 609◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدردا که درین بادیه بسیار دویدیمدر خود برسیدیم و بجایی نرسیدیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 607