عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 13غزل شمارهٔ 13شاعر: عطاروزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: ازامشبصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبرقع از ماه برانداز امشبابرش حسن برون تاز امشب2نقل کریںدیده بر راه نهادم همه روزتا درآیی تو به اعزاز امشب3نقل کریںمن و تو هر دو تمامیم بهمهیچکس را مده آواز امشب4نقل کریںکارم انجام نگیرد که چو دوشسرکشی میکنی آغاز امشب5نقل کریںگرچه کار تو همه پردهدری استپرده زین کار مکن باز امشب6نقل کریںتو چو شمعی و جهان از تو چو روزمن چو پروانهٔ جانباز امشب7نقل کریںهمچو پروانه به پای افتادمسر ازین بیش میفراز امشب8نقل کریںعمر من بیش شبی نیست چو شمععمر شد، چند کنی ناز امشب9نقل کریںنفسی در رخ من خند چو صبحهمچو شمعم چه نهی گاز امشب10نقل کریںبودهام بی تو بهصد سوز امروزچکنی کشتن من ساز امشب11نقل کریںمرغ دل در قفس سینه ز شوقمیکند قصد به پرواز امشب12نقل کریںدانه از مرغ دلم باز مگیرکه شد از بانگ تو دمساز امشب13نقل کریںرازم از دم مفکن فاش چو صبحکه تویی همدم و همراز امشب14نقل کریںدل عطار نگر شیشه صفتسنگ بر شیشه مینداز امشب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروز و شب چون غافلی از روز و شبکی کنی از سر روز و شب طربعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 12اگلی نظمچه شاهدی است که با ماست در میان امشبکه روشن است ز رویش همه جهان امشبعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 14آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمروز و شب چون غافلی از روز و شبکی کنی از سر روز و شب طربعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 12
اگلی نظمچه شاهدی است که با ماست در میان امشبکه روشن است ز رویش همه جهان امشبعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 14