عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 509غزل شمارهٔ 509شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: انندیدمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدریغا کانچه جستم آن ندیدمنجات تن خلاص جان ندیدم2نقل کریںدلم میسوزد از درد و چه سازمکه درد خویش را درمان ندیدم3نقل کریںبه کار افتادگی خویش هرگزندیدم هیچ سرگردان ندیدم4نقل کریںبگردیدم چو گردون گرد عالمچو خود واله چو خود حیران ندیدم5نقل کریںشدم چون گوی سرگردان که خود راحریفی درد در میدان ندیدم6نقل کریںدرین حیرت ندارم صبر و غم اینتکه گشتن خویش را قربان ندیدم7نقل کریںدرین وادی بسی از پیش رفتمولی یک ذره از پیشان ندیدم8نقل کریںکنون از پس شدم عمری ولیکنسر یک مویی از انسان ندیدم9نقل کریںچو راهی بی نهایت مینمایدسر و بن یافتن امکان ندیدم10نقل کریںچو شمعی خویش را در آتش و دوداگر دیدم به جز گریان ندیدم11نقل کریںگزیرم نیست از خوناب دیدهکه من هرگز چنین طوفان ندیدم12نقل کریںز عالم شربتی بی خون نخوردمز گیتی بی جگر یک نان ندیدم13نقل کریںندیدم در جهان یک ذره شادیکه تا اندوه صد چندان ندیدم14نقل کریںچه گر خورشید عمرم بود تاوانچو بر من تافت جز تاوان ندیدم15نقل کریںحکایت چون کنم از ملک یوسفکه من جز چاه و جز زندان ندیدم16نقل کریںخطا گفتم بسی دیدم نکوییولی خود را سزای آن ندیدم17نقل کریںکمال دیگران بر خود چه بندمکه من در خویش جز نقصان ندیدم18نقل کریںصدف را آن بود بهتر که گویدکه من در عمر خود باران ندیدم19نقل کریںفقیری بایدم همدرد و همدمکه میگوید که من سلطان ندیدم20نقل کریںتو ای عطار چون اینجا رسیدیسخن گفتن تورا سامان ندیدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق بالای کفر و دین دیدمبی نشان از شک و یقین دیدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 508اگلی نظمتا چشم باز کردم نور رخ تو دیدمتا گوش برگشادم آواز تو شنیدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 510آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمتا چشم باز کردم نور رخ تو دیدمتا گوش برگشادم آواز تو شنیدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 510