عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 10غزل شمارهٔ 10شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ونمیاصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر دلم بنشستهای بیرون میانی برون آی از دلم در خون میا2نقل کریںچون ز دل بیرون نمیآیی دمیهر زمان در دیده دیگرگون میا3نقل کریںچون کست یک ذره هرگز پی نبردتو به یک یک ذره بوقلمون میا4نقل کریںغصهای باشد که چون تو گوهریآید از دریا برون بیرون میا5نقل کریںسرنگون غواص خود پیش آیدتتو ز فقر بحر در هامون میا6نقل کریںگر پدید آیی دو عالم گم شودبیش از این ای لولو مکنون میا7نقل کریںنی برون آی و دو عالم محو کنگو برون از تو کسی اکنون، میا8نقل کریںچون تو پیدا میشوی گم میشوملطف کن وز وسع من افزون میا9نقل کریںچون به یک مویت ندارم دست رسدست بر نه برتر از گردون میا10نقل کریںچون ز هشیاری به جان آمد دلمبیشرابی پیش این مجنون میا11نقل کریںبدرهٔ موزون شعرت ای فریدبستهٔ این بدرهٔ موزون میا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر دلم افتاد آتش ساقیاساقیا آخر کجائی هین بیاعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 9اگلی نظمای عجب دردی است دل را بس عجبمانده در اندیشهٔ آن روز و شبعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 11آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمای عجب دردی است دل را بس عجبمانده در اندیشهٔ آن روز و شبعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 11