عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 738غزل شمارهٔ 738شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: شتهایصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمن کیم اندر جهان سرگشتهایدر میان خاک و خون آغشتهای22نقل کریںدر ریای خود منافق پیشهایدر نفاق خود ز حد بگذشتهای33نقل کریںشهرگردی خودنمایی رهزنیمفلسی بی پا و سر سرگشتهای44نقل کریںدر ازل گویی قلم رندم نبشتکاشکی هرگز قلم ننبشتهای55نقل کریںیک سر سوزن ندیدم روی دوستپس چرا گم کردهام سر رشتهای66نقل کریںبرهمی جوید دلم ناکشته تخمکاشکی یک تخم هرگز کشتهای77نقل کریںکیست عطار این سخن را هیچکسبا دلی خاکی به خون بسرشتهای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای راه تو بحر بی کرانهعشق تو ندیم جاودانهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 737اگلی نظمدوش وقت صبح چون دل دادهایپیشم آمد مست ترسازادهایعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 739◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور