عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 257غزل شمارهٔ 257شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)قافیہ: انشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر که در راه حقیقت از حقیقت بینشان شدمقتدای عالم آمد پیشوای انس و جان شد22نقل کریںهر که مویی آگه است از خویشتن یا از حقیقتاو ز خود بیرون نیامد چون به نزد او توان شد33نقل کریںآن خبر دارد ازو کو در حقیقت بیخبر گشتوان اثر دارد که او در بینشانی بی نشان شد44نقل کریںتا تو در اثبات و محوی مبتلایی فرخ آن کسکو ازین هر دو کناری جست و ناگه از میان شد55نقل کریںگم شدن از محو، پیدا گشتن از اثبات تا کیمرد آن را دان که چون مردان ورای این و آن شد66نقل کریںهر که از اثبات آزاد آمد و از محو فارغهرچه بودش آرزو تا چشم برهم زد عیان شد77نقل کریںهست بال مرغ جان اثبات و پرش محو مطلقبال و پر فرع است بفکن تا توانی اصل جان شد88نقل کریںتن در اثبات است و جان در محو ازین هر دو برون شوکانک ازین هر دو برون شد او عزیز جاودان شد99نقل کریںآنکه بیرون شد ازین هر دو نهان و آشکاراکی توان گفتن که این کس آشکارا یا نهان شد1010نقل کریںتا خلاصی یافت عطار از میان این دو دریاغرقهٔ دریای دیگر گشت و دایم کامران شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که در بادیهٔ عشق تو سرگردان شدهمچو من در طلبت بی سر و بی سامان شدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 256اگلی نظمجهان از باد نوروزی جوان شدزهی زیبا که این ساعت جهان شدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 258◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر که در بادیهٔ عشق تو سرگردان شدهمچو من در طلبت بی سر و بی سامان شدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 256