عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 359غزل شمارهٔ 359شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ادهمیایدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدلبرم رخگشاده میآیدتاب در زلف داده میآید22نقل کریںدر دل سنگ لعل میبنددکو چنین لبگشاده میآید33نقل کریںشهسوار سپهر از پی اومیرود کو پیاده میآید44نقل کریںزلف بر هم فکنده میگذردخلق بر هم فتاده میآید55نقل کریںای عجب چشم اوست مست و خرابوز لبش بوی باده میآید66نقل کریںپیش سرسبزی خطش چو قلمعقل کل بر چکاده میآید77نقل کریںماه سر درفکنده میگذردچرخ بر سر ستاده میآید88نقل کریںآفتابی که سرکش است چو تیغبر خطش سر نهاده میآید99نقل کریںدر صفاتش ز بحر جان فریدگهر پاکزاده میآید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر نه از خاک درت باد صبا میآیدصبحدم مشکفشان پس ز کجا میآیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 358اگلی نظمصبح از پرده به در میآیداثر آه سحر میآیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 360◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر نه از خاک درت باد صبا میآیدصبحدم مشکفشان پس ز کجا میآیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 358