عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46غزل شمارهٔ 46شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ارامدستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون کنم معشوق عیار آمدستدشنه در کف سوی بازار آمدست2نقل کریںدشنهٔ او تشنهٔ خون دل استلاجرم خونریز و خونخوار آمدست3نقل کریںهمچنان کان پسته میریزد شکرهمچنان آن دشنه خونبار آمدست4نقل کریںهست ترک و من به جان هندوی اولاجرم با تیغ در کار آمدست5نقل کریںصبحدم هر روز با کرباس و تیغپیش تیغ او به زنهار آمدست6نقل کریںآینه بر روی خود میداشتستتا به خود بر عاشق زار آمدست7نقل کریںاز وصال او کسی کی برخوردکو به عشق خود گرفتار آمدست8نقل کریںاو ز جمله فارغ است و هر کسیاندرین دعوی پدیدار آمدست9نقل کریںلیک چون تو بنگری در راه عشققسم هر کس محض پندار آمدست10نقل کریںعاشق او و عشق او معشوقه اوستکیستی تو چون همه یار آمدست11نقل کریںجز فنائی نیست چون میبنگرمآنچه از وی قسم عطار آمدست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظملعل گلرنگت شکربار آمدستقسم من زان گل همه خار آمدستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 45اگلی نظمتا که عشق تو حاصل افتادستکار ما سخت مشکل افتادستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 47زمینہم وزن و قافیہ نظمیںلعل گلرنگت شکربار آمدستقسم من زان گل همه خار آمدستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 45آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور