عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 703غزل شمارهٔ 703شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: انفروشوصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای دل به میان جان فرو شودر حضرت بینشان فرو شو22نقل کریںتا کی گردی به گرد عالمیک بار به قعر جان فرو شو33نقل کریںگر میخواهی که کل شود دلکلی به دل جهان فرو شو44نقل کریںدریا که تو را به خویشتن خواندنعرهزن و جان فشان فرو شو55نقل کریںچون نیست به جز فرو شدن رویصد سال به یک زمان فرو شو66نقل کریںچون جمله فرو شدند اینجاتو نیز درین میان فرو شو77نقل کریںگر بر تو فشاند آستین یارسر بر سر آستان فرو شو88نقل کریںگر هیچ در امتحان کشیدتمردانه در امتحان فرو شو99نقل کریںتا کی گردی به گرد هرکسدر هرچه دری در آن فرو شو1010نقل کریںگر در روش تو نیست سودیدل خوش کن و در زیان فرو شو1111نقل کریںچون نیست یقین که محض جانیدم درکش و در گمان فرو شو1212نقل کریںگر پنهانی برآی پیداور پیدایی نهان فرو شو1313نقل کریںگر نیست به عز قرب راهتدر بعد به رایگان فرو شو1414نقل کریںگر نتوانی چنین فرو شدباری برو و چنان فرو شو1515نقل کریںعطار چه در مکان نشستیبرخیز و به لامکان فرو شو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای مُرَقَّعپوش در خَمّار شوبا مغان مردانه اندر کار شوعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 702اگلی نظمدر کنج اعتکاف دلی بردبار کوبر گنج عشق جان کسی کامگار کوعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 704◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای مُرَقَّعپوش در خَمّار شوبا مغان مردانه اندر کار شوعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 702
اگلی نظمدر کنج اعتکاف دلی بردبار کوبر گنج عشق جان کسی کامگار کوعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 704