عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 154غزل شمارهٔ 154شاعر: عطاروزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارنهادصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپیر ما بار دگر روی به خمار نهادخط به دین برزد و سر بر خط کفار نهاد2نقل کریںخرقه آتش زد و در حلقهٔ دین بر سر جمعخرقهٔ سوخته در حلقهٔ زنار نهاد3نقل کریںدر بن دیر مغان در بر مشتی اوباشسر فرو برد و سر اندر پی این کار نهاد4نقل کریںدرد خمار بنوشید و دل از دست بدادمیخوران نعرهزنان روی به بازار نهاد5نقل کریںگفتم ای پیر چه بود این که تو کردی آخرگفت کین داغ مرا بر دل و جان یار نهاد6نقل کریںمن چه کردم چو چنین خواست چنین باید بودگلم آن است که او در ره من خار نهاد7نقل کریںباز گفتم که اناالحق زدهای سر در بازگفت آری زدهام روی سوی دار نهاد8نقل کریںدل چو بشناخت که عطار درین راه بسوختاز پی پیر قدم در پی عطار نهاد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشرح لب لعلت به زبان مینتوان دادوز میم دهان تو نشان مینتوان دادعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 153اگلی نظمعشق تو پرده، صد هزار نهادپرده در پرده بی شمار نهادعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 155آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشرح لب لعلت به زبان مینتوان دادوز میم دهان تو نشان مینتوان دادعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 153