عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 47غزل شمارهٔ 47شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: لافتادستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا که عشق تو حاصل افتادستکار ما سخت مشکل افتادست2نقل کریںآب از دیدهها از آن باریمکاتش عشق در دل افتادست3نقل کریںدر ازل پیش از آفرینش جسمجان به عشق تو مایل افتادست4نقل کریںجان نه تنهاست عاشق رویتپای دل نیز در گل افتادست5نقل کریںسالکان یقین روی تو رابارگاه تو منزل افتادست6نقل کریںمن رسیدم به وصل بی وصفتعقل را رای باطل افتادست7نقل کریںکس نگوید که این چرا وز چیستزانکه این سر مشکل افتادست8نقل کریںفتنه عطار در جهان افکندچاه، ماروت بابل افتادست9نقل کریںدل عطار بر دلت مثلیمرغکی نیم بسمل افتادست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون کنم معشوق عیار آمدستدشنه در کف سوی بازار آمدستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46اگلی نظماین گره کز تو بر دل افتادستکی گشاید که مشکل افتادستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 48زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاین گره کز تو بر دل افتادستکی گشاید که مشکل افتادستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 48آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور