عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 683غزل شمارهٔ 683شاعر: عطاروزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: یزتوصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبرخاست شوری در جهان از زلف شورانگیز توبس خون که از دلها بریخت آن غمزهٔ خونریز تو2نقل کریںای زلفت از نیرنگ و فن کرده مرا بی خویشتنشد خون چشمم چشمه زن از چشم رنگ آمیز تو3نقل کریںدر راه تو از سرکشان نی یاد مانده نی نشانچون کس نماند اندر جهان تا کی بود خونریز تو4نقل کریںشد بی تو ای شمع چگل دیوانگی بر من سجلاز حد گذشت ای جان و دل درد من و پرهیز تو5نقل کریںآنها که مردان رهند از شوق تو جان میدهندشیران همه گردن نهند از بیم دست آویز تو6نقل کریںاز شوق روی چون مهت گردن کشان درگهتچون مرغ بسمل در رهت مست از خط نوخیز تو7نقل کریںبی روی تو ای دل گسل درماندهٔ پایی به گلعطار شد شوریده دل از چشم شورانگیز تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممیروم بر خاک دل پر خون ز توزاد راهم درد روزافزون ز توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 682اگلی نظمای جلوهگر عالم، طاوس جمال توسرسبزی و شب رنگی وصف خط و خال توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 684آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممیروم بر خاک دل پر خون ز توزاد راهم درد روزافزون ز توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 682
اگلی نظمای جلوهگر عالم، طاوس جمال توسرسبزی و شب رنگی وصف خط و خال توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 684