عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 98غزل شمارهٔ 98شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: مبهاستصنف: غزلصداکاران: عندلیب، فرید حامدآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبی تو از صد شادیم یک غم به استبا تو یک زخمم ز صد مرهم به است2نقل کریںگر ز مشرق تا به مغرب دعوت استچون نمیبینم تو را ماتم به است3نقل کریںاز میان جان ز سوز عشق توگر کنم آهی ز دو عالم به است4نقل کریںمینگویم از بتر بودن سخنمی چه پرسی حال من هر دم به است5نقل کریںگرمی میباید و عشقت مدامزانکه نفت عشق تو از نم به است6نقل کریںهست آب چشم کروبی بسیآتش جان بنی آدم به است7نقل کریںچون بشست افتاد دست آویز رازلف تو پر حلقه و پر خم به است8نقل کریںچون تویی محرم مرا در هر دو کونخلق عالم جمله نامحرم به است9نقل کریںشادی وصلت چو بر بالای توستپس نصیب خلق مشتی غم به است10نقل کریںتوسن عشق تو رام توست و بسزانکه رخش تند را رستم به است11نقل کریںرنگ بسیار است در عالم ولیکبر رکوی عیسی مریم به است12نقل کریںپشهای را دیدهای هرگز که گفتهمنشینم گنبد اعظم به است13نقل کریںنی که تو سلطانی و ما گلخنیعز تو با ذل ما بر هم به است14نقل کریںچون فرید از ناله همچون چنگ شدهر رگ او همچو زیر و بم به است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشادی به روزگار شناسندگان مستجانها فدای مرتبهٔ نیستان هستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 97اگلی نظمنور ایمان از بیاض روی اوستظلمت کفر از سر یک موی اوستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 99آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشادی به روزگار شناسندگان مستجانها فدای مرتبهٔ نیستان هستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 97