عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 198غزل شمارهٔ 198شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: بکردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر دل که وصال تو طلب کردشب خوش بادش که روز شب کرد22نقل کریںدر تاریکی میان خون مردهر که آب حیات تو طلب کرد33نقل کریںوآنکس که بنا در این گهر یافتبی خود شد و مدتی طرب کرد44نقل کریںآن چیز که یافت بس عجب یافتوآن حال که کرد بس عجب کرد55نقل کریںچون حوصله پر برآمد او رابانگی نه به وقت ازین سبب کرد66نقل کریںعشق تو میان خون و آتشبردار کشیدش و ادب کرد77نقل کریںعشق تو هزار طیلسان رادر گردن عاشقان کنب کرد88نقل کریںبس مرد شگرف را که این بحرلب برهم دوخت و خشک لب کرد99نقل کریںبس جان عظیم را که این دردگه تاب بسوخت گاه تب کرد1010نقل کریںچون خار رطب بد و رطب خارعقل از چه عزیمت رطب کرد1111نقل کریںصد حقه و مهره هست و هیچ استاین کار کدام بلعجب کرد1212نقل کریںچون نتوانی محمدی یافتباری مکن آنچه بولهب کرد1313نقل کریںعطار سزد که پشت گرم استچون روی به قبلهٔ عرب کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز کمان ابروش چون تیر مژگان بگذردبر دل آید چون ز دل بگذشت از جان بگذردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 197اگلی نظمچون شراب عشق در دل کار کرددل ز مستی بیخودی بسیار کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 199◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز کمان ابروش چون تیر مژگان بگذردبر دل آید چون ز دل بگذشت از جان بگذردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 197