عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 686غزل شمارهٔ 686شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: امتوہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای غذای جان مستم نام توچشم عقلم روشن از انعام تو22نقل کریںعقل من دیوانه جانم مست شدتا چشیدم جرعهای از جام تو33نقل کریںشش جهت از روی من شد همچو زرتا بدیدم سیم هفت اندام تو44نقل کریںحلقهٔ زلف توام دامی نهادتا به حلق آویختم در دام تو55نقل کریںدشنهٔ چشمت اگر خونم بریختجان من آسوده از دشنام تو66نقل کریںگفته بودی کز توام بگرفت دلجان بده تا خط کشم در نام تو77نقل کریںمنتظر بنشستهام تا در رسداز پی جان خواستن پیغام تو88نقل کریںوعده دادی بوسهای و تن زدیتا شدم بی صبر و بی آرام تو99نقل کریںوام داری بوسهای و از تو منبیشتر دل بستهام در وام تو1010نقل کریںوام نگذاری و گویی بکشمتاز تقاضاهای بی هنگام تو1111نقل کریںبوسه در کامت نگهدار و مدهگر بدین بر خواهد آمد کام تو1212نقل کریںکی چو شمعی سوختی عطار دلگر نبودی همچو شمعی خام تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل و جان کاملان، گم شده در کمال توعقل همه مقربان، بی خبر از وصال توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 685اگلی نظمای جگر گوشهٔ جانم غم توشادی هر دو جهانم غم توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 687◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای غذای جان مستم نام توچشم و عقلم روشن از ایام تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2229◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل و جان کاملان، گم شده در کمال توعقل همه مقربان، بی خبر از وصال توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 685