عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 415غزل شمارهٔ 415شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ویتوبسصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآفتاب عاشقان روی تو بسقبلهٔ سرگشتگان کوی تو بس2نقل کریںترکتاز هر دو عالم را به حکمیک گره از زلف هندوی تو بس3نقل کریںآب حیوان را برای قوت جانیک شکر از درج لولوی تو بس4نقل کریںجملهٔ عشاق را سرمایههاطاق آوردن ز ابروی تو بس5نقل کریںصد سپاه عقل پیش اندیش رایک خدنگ از جزع جادوی تو بس6نقل کریںشیرمردان را شکار آموختناز خیال چشم آهوی تو بس7نقل کریںآنکه او بر باد خواهد داد دلیک وزیدن بادش از سوی تو بس8نقل کریںدر ره تاریک زلفت عقل راروشنی یک ذره از روی تو بس9نقل کریںدرگذشتم از سر هر دو جهانزانکه ما را یک سر موی تو بس10نقل کریںگر ز عطارت بدی دیدی بپوشعذر خواهش روی نیکوی تو بس◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچند جویی در جهان یاری ز کسیک کست در هر دو عالم یار بسعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 414اگلی نظمدر عشق روی او ز حدوث و قدم مپرسگر مرد عاشقی ز وجود و عدم مپرسعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 416آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمدر عشق روی او ز حدوث و قدم مپرسگر مرد عاشقی ز وجود و عدم مپرسعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 416