عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 526غزل شمارهٔ 526شاعر: عطاروزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)قافیہ: ارمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبی تو نیست آرامم کز جهان تو را دارمهرچه تو نهای جانا من ز جمله بیزارم2نقل کریںهمچو شمع میسوزم همچو ابر میگریمهمچو بحر میجوشم تا کجا رسد کارم3نقل کریںیا ز دست هجر تو جاودان به پای افتمیا ز جام وصل تو قطرهای به دست آرم4نقل کریںاز تو گر وصال آید قسم من وگر هجرانهرچه از تو میآید من به جان خریدارم5نقل کریںمن نه آن کسم جانا کز وصال تو شادمیا ز بیم هجرانت هیچ گونه غم دارم6نقل کریںهجر و وصل زان توست هرچه خواهیم آن دهلایق من آن باشد کاختیار بگذارم7نقل کریںنقطهای است جان من هر دو کون گرد ویمن به گرد آن نقطه دایما چو پرگارم8نقل کریںبسکه همچو پرگاری گرد پاو سر گشتمچون بتافت آن نقطه محو کرد پندارم9نقل کریںچون نماند پندارم من بماندم بی مننیست آگهی زانگه ذرهای ز عطارم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر برشمارم غم بیشمارمندارند باور یکی از هزارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 525اگلی نظمپشتا پشت است با تو کارمتو فارغ و من در انتظارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 527آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور