عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 285غزل شمارهٔ 285شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: امتواندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعاشقان زندهدل به نام تو اندتشنهٔ جرعهای ز جام تو اند22نقل کریںتا به سلطانی اندر آمدهایدل و جان بندهٔ غلام تو اند33نقل کریںزیر بار امانت غم توتوسنان زمانه رام تو اند44نقل کریںسرکشان بر امید یک دانهدانه نادیده صید دام تو اند55نقل کریںکاملان وقت آزمایش تودر ره عشق ناتمام تو اند66نقل کریںرهنمایان راه بین شب و روزدر تماشای احترام تو اند77نقل کریںصد هزار اهل درد وقت سحرآرزومند یک پیام تو اند88نقل کریںهمچو عطار بیدلان دگرزندهٔ یادگار نام تو اند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلا دیدی که جانانم نیامدبه درد آمد به درمانم نیامدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 284اگلی نظمآنها که در هوای تو جانها بدادهانداز بینشانی تو نشانها بدادهاندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 286◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمآنها که در هوای تو جانها بدادهانداز بینشانی تو نشانها بدادهاندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 286