عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 705غزل شمارهٔ 705شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: اهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدوش درآمد ز درم صبحگاهحلقهٔ زلفش زده صف گرد ماه22نقل کریںزلف پریشانش شکن کرده بازکرده پریشان شکنش صد سپاه33نقل کریںاز سر زلفش به دل عاشقانمژده رسان باد صبا صبحگاه44نقل کریںمست برم آمد و دردیم دادتا دلم از درد برآورد آه55نقل کریںگفت رخم بین که گر از عشق منتوبه کنی توبه بتر از گناه66نقل کریںگفتمش ای جان چکنم تا مرازین می نوشین بدهی گاه گاه77نقل کریںگفت ز خود فانی مطلق بباشتا برسی زود بدین دستگاه88نقل کریںگر بخورندت به مترس از وجودگرچه بگردی تو نگردی تباه99نقل کریںآهو چینی چو گیاهی خورددر شکمش مشک شود آن گیاه1010نقل کریںمات شو ار شاه همه عالمیتا برهی از ضرر آب و جاه1111نقل کریںاز شدن و آمدن و از گریزکی برهد تا نشود مات شاه1212نقل کریںگفتمش از علم مرا کوههاستکس نتواند که کند کوه کاه1313نقل کریںگفت که هرچیز که دانستهایجمله فرو شوی به آب سیاه1414نقل کریںچون همه چیزیت فراموش شدبر دل و جانت بگشایند راه1515نقل کریںیوسف قدسی تو و ملک تو مصرجهد بر آن کن که برآیی ز چاه1616نقل کریںتا سر عطار نگردد چو گویاز مه و خورشید نیابد کلاه1717نقل کریںهرکه درین واقعه آزاد نیستگو برو و خرقه ز عطار خواه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر کنج اعتکاف دلی بردبار کوبر گنج عشق جان کسی کامگار کوعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 704اگلی نظمشب را ز تیغ صبحدم خون است عمدا ریختهاینک ببین خون شفق در طشت مینا ریختهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 706◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر کنج اعتکاف دلی بردبار کوبر گنج عشق جان کسی کامگار کوعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 704
اگلی نظمشب را ز تیغ صبحدم خون است عمدا ریختهاینک ببین خون شفق در طشت مینا ریختهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 706