عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 45غزل شمارهٔ 45شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ارامدستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںلعل گلرنگت شکربار آمدستقسم من زان گل همه خار آمدست2نقل کریںگو لبت بر من جهان بفروش ازانکصد جهان جانش خریدار آمدست3نقل کریںپاره دل زانم که در دل دوختننرگس تو پارهای کار آمدست4نقل کریںدل نمیبینم مگر چون هر دلیدر خم زلفت گرفتار آمدست5نقل کریںپستهٔ شورت نمک دارد بسیزین سبب گویی جگر خوار آمدست6نقل کریںنی خطا گفتم ز شیرینی که هستپستهٔ شورت شکربار آمدست7نقل کریںچشمهٔ نور است روی او ولیکآن دو لب یک دانه نار آمدست8نقل کریںزان شکر لب شور در عالم فتادکان شکر لب تلخ گفتار آمدست9نقل کریںچشمه نوشش که چشم سوز نیستدرج لعل در شهوار آمدست10نقل کریںعاشقا روی چو ماه او نگرکافتابش عاشق زار آمدست11نقل کریںدست بر سر پیش رویش آفتابپای کوبان ذره کردار آمدست12نقل کریںبر همه عالم ستم کردست اوبا چنان رویی به بازار آمدست13نقل کریںآری آری روشن است این همچو روزکان سیه گر چون ستمکار آمدست14نقل کریںخون جان ماست آن خون نی شفقگر سوی مغرب پدیدار آمدست15نقل کریںآنچه در صد سال قسم خلق نیستبی رخ او قسم عطار آمدست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمندای غیب به جان تو میرسد پیوستکه پای در نه و کوتاه کن ز دنیی دستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 44اگلی نظمچون کنم معشوق عیار آمدستدشنه در کف سوی بازار آمدستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچون کنم معشوق عیار آمدستدشنه در کف سوی بازار آمدستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمندای غیب به جان تو میرسد پیوستکه پای در نه و کوتاه کن ز دنیی دستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 44