عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 467غزل شمارهٔ 467شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ستافتادهامصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاز می عشق تو مست افتادهامبر درت چون خاک پست افتادهام22نقل کریںمستیم را نیست هشیاری پدیدکز نخستین روز مست افتادهام33نقل کریںدر خرابات خراب عاشقیعاشق و دردیپرست افتادهام44نقل کریںتوبه من چون بود هرگز درستکز ملامت در شکست افتادهام55نقل کریںنیستی من ز هستی من استنیستم زیرا که هست افتادهام66نقل کریںمیتپم چون ماهیی دانی چرازانکه از دریا به شست افتادهام77نقل کریںبی خودم کن ساقیا بگشای دستزانکه در خود پای بست افتادهام88نقل کریںدست دور از روی چون ماهت که مندورم از رویت ز دست افتادهام99نقل کریںاین زمان عطار و یک نصفی شرابکز زمان در نصف شست افتادهام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا دیدهام رخ تو کم جان گرفتهاماما هزار جان عوض آن گرفتهامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 466اگلی نظمکار بر خود سخت مشکل کردهامزانکه استعداد باطل کردهامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 468◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا دیدهام رخ تو کم جان گرفتهاماما هزار جان عوض آن گرفتهامعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 466