عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 695غزل شمارهٔ 695شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: انیتوصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدلا چون کس نخواهد ماند دایم هم نمانی توقدم در نه اگر هستی طلبکار معانی تو22نقل کریںگرفتم صد هزاران علم در مویی بدانستیچو مرگت سایه اندازد سر مویی چه دانی تو33نقل کریںچو کامت بر نمیآید به ناکامی فرو ده تنکه در زندان ناکامی نیابی کامرانی تو44نقل کریںبه چیزی زندگی باید که نبود زین جهان لابدکه تا چون زین جهان رفتی بدان زنده بمانی تو55نقل کریںوگر زنده به دنیا باشی ای غافل در آن عالمبمانی مرده و هرگز نیابی زندگانی تو66نقل کریںاگر تو پر و بال دنیی و عقبی بیندازیخطابت آید از پیشان که هرچ آن جستی آنی تو77نقل کریںبلی هر دم پیامت آید از حضرت که ای محرمچو حیلایموتی تو چرا بر خود نخوانی تو88نقل کریںچو گشتی زین خطاب آگاه جانت را یقین گرددکه سلطان جهانافروز دارالملک جانی تو99نقل کریںزهی عطار کز بحر معانی چون مدد داریتوانی کرد هر ساعت بسی گوهرفشانی تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر چنین سنگدل بمانی تووه که بس خونها برانی توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 694اگلی نظمای جهانی پشت گرم از روی تومیل جان از هر دو عالم سوی توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 696◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور