عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 628غزل شمارهٔ 628شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیہ: اهمیجویمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر عشق همی بلا همی جویمدرد دل مبتلا همی جویم2نقل کریںدر مان چه طلب کنم که در عشقشیک درد به صد دعا همی جویم3نقل کریںاز صوف صفای دل نمییابماز درد مغان صفا همی جویم4نقل کریںاز خرقه و طیلسان دلم خون شدزنار و کلیسیا همی جویم5نقل کریںدر بحر هزار موج عشق اوغرقه شده و آشنا همی جویم6نقل کریںجانا به لقا چو آفتابی تویک ذره از آن بقا همی جویم7نقل کریںتا چند دوم به گرد عالم درتو با من و من که را همی جویم8نقل کریںتو دست به جان من فرا کردهمن گرد جهان تورا همی جویم9نقل کریںتو در دل و من به گرد عالم دربنگر که تورا کجا همی جویم10نقل کریںعطار شدم ز عطر زلف توزان عطر دگر عطا همی جویم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنشستی در دل من چونت جویمدلم خون شد مگر در خونت جویمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 627اگلی نظمچون قصهٔ زلف تو دراز است چگویمچون شیوهٔ چشمت همه ناز است چگویمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 629آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمچون قصهٔ زلف تو دراز است چگویمچون شیوهٔ چشمت همه ناز است چگویمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 629