صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 215

غزل شمارهٔ 215

شاعر: عطار

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

قافیہ: یربراورد

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
لوح چو سیمت خطی چو قیر بر آورد
تا دلم از خط تو نفیر بر آورد
22
لعل تو می‌خورد خون سوختهٔ من
تا خطت آن خون کنون ز شیر بر آورد
33
گرچه دلم ، در کشید روی ز مقصود
خط تو چون مویش از خمیر بر آورد
44
چشم تو یارب ز هر که روی تو خواهد
آنچه هلاکت به زخم تیر بر آورد
55
دشمن آیینه‌ام اگرچه بود راست
کو به دروغی تو را نظیر بر آورد
66
در صفتت رفت و روب کرد بسی دل
لاجرم آن گرد از ضمیر بر آورد
77
تا که سر رزمهٔ جمال گشادی
رشک دمار از مه منیر بر آورد
88
اطلس روی تو عکس بر فلک انداخت
چهرهٔ خورشید چون ز زیر برآورد
99
صبح رخت تا ز جیب حسن برآمد
تا به ابد پای شب ز قیر بر آورد
1010
عقل مگر سر کشید از سر زلفت
سر به فسون‌های دلپذیر بر آورد
1111
زلف تو خود عقل را ببست به مویی
گرد همه عالمش اسیر بر آورد
1212
عقل بسی گرد وصف لعل تو می‌گشت
تا که سخن‌های جای‌گیر بر آورد
1313
بخت جوان لب تو در دهنش کرد
هر نفسی را که عقل پیر بر آورد
1414
بی لب تو دل نداشت صبر زمانی
جان به لب از حلق ناگزیر بر آورد
1515
چون ننوازی مرا چو چنگ که عطار
هر نفسی ناله‌ای چو زیر بر آورد
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو طوطی ، خطِّ او ، پَر سَر بر آورد

جهان حسن در زیر پر آورد

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 214

اگلی نظم

چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد

دلم ز دست در افتاد و جان خروش بر آورد

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 216

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00