صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »بیان الارشاد
  3. »بخش 1 - بسم الله الرحمن الرحیم

بخش 1 - بسم الله الرحمن الرحیم

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

پناه من به حیّی کو نمیرد

به آهی عذر صد عصیان پذیرد

22

قدیم لم یزل معبود بی‌چون

پدید آرندهٔ این هفت گردون

33

برافرازندهٔ چرخ مدور

برافروزندهٔ خورشید انور

44

قدیم و قادر و گویا و بینا

سمیع و عالم و بی مثل و همتا

55

کریم و راحم و غفار و ستار

کبیر و حاکم و قهار و جبار

66

منزه ز احتیاج جفت و فرزند

مبرا از شریک و شبه و مانند

77

نه برجا و نه خالی گشته از جا

ازو قایم وجود جمله اشیا

88

هموشد کردگار عرش و کرسی

هم او دان خالق جنی و انسی

99

خرد را دانش‌آموزی هم او داد

تمامت خلق را روزی هم او داد

1010

ز مخلوقاتش از مه تا به ماهی

دهد بر پاکی ذاتش گواهی

1111

اگر فاجر اگر از اهل برّند

همه بر وحدت ذاتش مقرّند

1212

چو خواهی سرّ توحید عیانی

جز او کس را مبین ار می‌توانی

1313

بجز او نیست چیز دیگر ای دوست

ازو می‌دان اگر مغزست اگر پوست

1414

به‌جز او ظاهر و باطن دگر کیست‌؟

چه باشد دل؟ دماغت کو؟ جگر چیست‌؟

1515

اگر صورت اگر معنی است ای یار

از او باشد وجود هر دو در کار

1616

چو وصفی بشنوی ز اوصاف ذاتش

دران یک وصف جامع دان صفاتش

1717

چو ذاتش را حقیقت کس نداند

یقین وصفش به وصف کس نماند

1818

ز هر ذره اگر تو باز خواهی

ز بی‌چونی او یابی گواهی

1919

چو لطفش عاصیان را پاس دارد

همه عصیانشان طاعت گذارد

2020

چو عفوش بر مطیعان خرده گیرد

همه کردارشان ناکرده گیرد

2121

به ستاری چو پوشاند گنه را

نماید نیک هر حال تبه را

2222

چو عفوش دست گیرد مجرمان را

به پای مزد می‌بخشد جنان را

2323

سحاب لطف ار یک قطره بارد

دو عالم را پر از رحمت بدارد

2424

چو قهرش ذره‌ای پیدا کند دود

شود صد ملک ازو زیر و زبر زود

2525

نسیم لطفش ار بر دوزخ آید

در او صد چشمهٔ حیوان گشاید

2626

سموم قهرش ار بر جنت آید

سرای درد و رنج و محنت آید

2727

بهشت از فیض جودش رشحه‌ای دان

جحیم از تف قهرش شعله‌ای خوان

2828

بکرد از لطف و قهر خود معیّن

دو فرقت اندرین عالم مبین

2929

تمامت را به قدرت کرد پیدا

ز پشت آدم و از بطن حوا

3030

گروهی را به لطف خود نوازد

به قهر خویش قومی را گدازد

3131

نه آنها جسته در فطرت پناهی

نه اینها در ازل کرده گناهی

3232

ز جمله بر کشیده اولیا را

وز ایشان بر گزیده انبیا را

3333

قلوب انبیا را جمله یکسر

به نور لطف خود کرده منور

3434

بدان نورند یکسر گشته بینا

شده پنهان بر ایشان آشکارا

3535

بدو بینند هر حرفی که خوانند

ازو دانند هر علمی که دانند

3636

ازو یابند هر چیزی که جویند

بدو گویند هر لطفی که گویند

3737

بدو گشته غنی‌، از خود فقیرند

بدو زنده شوند‌، از خود بمیرند

3838

چشاند هر یکی را از محبت

شراب قربت از کاس مودّت

3939

نهد بر فرق هر یک تاج خلت

از آن تاجند گشته شاه ملت

4040

کند گویا زبان‌هاشان به حکمت

شود آسوده جان‌هاشان به حکمت

4141

هر آن نعمت که با ایشان عطا کرد

همه از بهر جاه مصطفی کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

اگلی نظم

درود از حضرتش بر جان آن کس

که نامد در جهان مانند او کس

عطار»بیان الارشاد»بخش 2 - در نعت حضرت سید المرسلین(ص)

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور