صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »اسرارنامه
  3. »بخش هفتم
  4. »بخش 5 - الحکایه و التمثیل

بخش 5 - الحکایه و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

یکی پشه شکایت کرد از باد

به نزدیک سلیمان شد به فریاد

22

که ناگه باد تندم در زمانی

بیندازد جهانی تا جهانی

33

به عدلت باز خر این نیم جان را

وگرنه بر تو بفروشم جهان را

44

سلیمان پشه را نزدیک بنشاند

پس آنگه باد را نزدیک خود خواند

55

چو آمد باد از دوری به تعجیل

گریزان شد ازو پشه بصد میل

66

سلیمان گفت نیست از باد بیداد

ولیکن پشه می‌نتواند استاد

77

چو بادی می‌رسد او می‌گریزد

چگونه پشه با صرصر ستیزد

88

اگر امروز دادی نیم خرما

برستی هم ز دوزخ هم ز گرما

99

وگر یکبار آوردی شهادت

حلالت شد بهشت با سعادت

1010

وگر چیزی ورای این دو جویی

شبت خوش باد بیهوده چه گویی

1111

طلب مردود آمد راه مسدود

چو مقصودی نمی‌بینم چه مقصود

1212

وگر تو گرم رو مردی درین کار

برو تا پینه بر کفشت زند یار

1313

اگر صد قرن می‌گردی چو گویی

نمی‌دانم که خواهی یافت بویی

1414

به پنداری ببردی روزگارت

تو این را کیستی با این چه کارت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شنیدم من که شبلی با گروهی

همی‌شد در بیابان تا به کوهی

عطار»اسرارنامه»بخش هفتم»بخش 4 - الحکایه و التمثیل

اگلی نظم

چنین گفت آن جوانمرد پگه‌خیز

که پیش از صبحدم در طاعت آویز

عطار»اسرارنامه»بخش هفتم»بخش 6 - الحکایه و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور