صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »سی فصل
  3. »بخش 22

بخش 22

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

حقیقت اولیا خورشید راهند

سراسر خلق عالم را پناهند

2

تمام اولیا اسرار بینند

بمعنی روشنی در راه دینند

3

حقیقت چون کلام الله دانند

بسوی معنی او راه یابند

4

بمعنی رهبران راه یزدان

خدابین و خداخوان و خدادان

5

خدا را اولیا باشند بمعنی

تو معنی را از ایشان جوی یعنی

6

بمعنی چون شناسی اولیا را

بدانی امر اسرار خدا را

7

تمام اولیا یک نور باشند

ز چشم جاهلان مستور باشند

8

جهان از اولیا خالی نباشد

جهان نبود اگر والی نباشد

9

جهان قائم بذات اولیا دان

نیامد ز اولیا یک مثل انسان

10

محمد گفت کاصحابم نجومند

گهی در مکه و گاهی به رومند

11

یکی گر زانکه ناپیدا نماید

تعاقب دیگری آن دم برآید

12

بدین معنی همیشه در جهانند

ز نسل و نسبت یک خاندانند

13

تو گر خواهی که بینی اولیا را

بظهر ساز میکن التجا را

14

بمظهر بس عجایب‌ها که بینی

رموز آسمانها و زمینی

15

ترا آن دم ازو باشد حیاتی

درو بینی تو نور بی صفاتی

16

تمام اولیا در آن کتابند

ولی این سر اکنون نه نمایند

17

بدور آخرین پیدا شود این

طمع دارد زتو عطار تحسین

18

ترا از اولیا آگاه سازد

ز راه برّیان هم باز دارد

19

درو از اولیا اسرار باشد

رموز حیدر کرار باشد

20

ولی نادان کند انکار اسرار

نیارد طاقت اظهار اسرار

21

بود ظالم که اسرار ولایت

کند انکار از جهل و بطالت

22

برو ظالم که حق بیزار از تو

دل عطار بس افگار از تو

23

تو دین مصطفی تغییر دادی

بدریای ضلالت در فتادی

24

نداری در حقیقت دیدهٔ دید

گرفتی راه بی راهی به تقلید

25

مرا از اولیا اسرار و معنی

تولاّ از همه گفتار و معنی

26

بگویم با تولاّ رمز و اسرار

دگر رمزی برندت بر سر دار

27

ز جعفر میشنو اسرار منصور

بدو گفتا زجاهل دار مستور

28

بآخر آشکارا کرد اسرار

ببردند جاهلانش بر سر دار

29

نداند جاهل اسرار ولی را

به غفلت میرود راه نبی را

30

بگویم با تو راه حق کدامست

امام هادی مطلق کدامست؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عوام الناس را احوال بسیار

عوام الناس را اقوال بسیار

عطار»سی فصل»بخش 21

اگلی نظم

بود هادی دین بی شک پیمبر

امام انس و جن خود هست حیدر

عطار»سی فصل»بخش 23

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور