صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »سی فصل
  3. »بخش 3

بخش 3

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

طریق فقر دان راه سلامت

در این ره باش ایمن از ملامت

22

تو گر خواهی حدیث فقر و فخری

تو اندر فقر شاه برو بحری

33

حقیقت شاه درویشان را هند

که سلطانان عالم را پناهند

44

تو گر هستی ز سرّ کار آگاه

توان گفتن ترا درویش این راه

55

ز دنیائی تهی کن دست و دل هم

به معنی همچو ابراهیم ادهم

66

به هر چه از قضا آید رضاده

دل و جان را به نور او صفا ده

77

نباشی غافل از وی یک زمانی

مجو از غیر او نام و نشانی

88

بمعنی او بود درویش آگاه

که بر اسرار حیدر دارد او راه

99

بود مأمور امر مصطفی را

گزیند او طریق مرتضی را

1010

بدین مصطفی مأمور باشد

به راه مرتضی منصور باشد

1111

بود درویش آن کو راه داند

حقیقت مظهر الله داند

1212

تو آن درویش دان ای مرد آگاه

که بردارد وجود خویش از راه

1313

تو آن درویش دان کابرار داند

طریق حیدر کرار داند

1414

تو آن درویش دان کان راه بین است

حقیقت بر طریق شاه دین است

1515

بود درویش کو دلدار باشد

همیشه مرهم آزار باشد

1616

بود درویش کز خود گشت آزاد

قضای حضرت حق را رضا داد

1717

بود درویش کو دارد توکل

بدین مرتضی دارد توسل

1818

بود درویش کو داند دیانت

نباشد ذرهٔ او را خیانت

1919

بود درویش کو دلشاد باشد

ز غمهای جان آزاد باشد

2020

بود درویش آن کو راست گوید

بغیر از راستی چیزی نجوید

2121

چه دانستی که درویشان کیانند

میان دیدهٔ بینا عیانند

2222

چه دانستی بایشان آشنا باش

چه ایشان بر طریق مرتضی باش

2323

ز درویشان بیابی جمله اسرار

شوی اندر حقیقت واقف یار

2424

همه باشند همچون مه منور

حقیقت یکدگر را چون برادر

2525

حقیقت بین شو و از خود گذر کن

بجز حق از وجود خود بدر کن

2626

چودل خالی کنی از غیر دلدار

نماند در وجودت غیر آن یار

2727

شوی اندر حقیقت واقف حق

چو منصور اندر آئی در اناالحق

2828

شود درویشیت آنگه مسلم

تو باشی پادشاه هر دو عالم

2929

دگر پرسی که منصور از کجا گفت

چرا اسرار پنهان در ملا گفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مر او را در جهان بس عاشقانند

که بر وی هر زمان جانها فشانند

عطار»سی فصل»بخش 2

اگلی نظم

چه شد منصور مأمور شریعت

بمعنی دید اسرار حقیقت

عطار»سی فصل»بخش 4

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور