Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by هانیه سلیمی
This page shows only audio recordings by هانیه سلیمی.
Poems
غزل شمارهٔ 169رو ترش کن که همه روترشانند این جا
غزل شمارهٔ 188اینجا کسیست پنهان خود را مگیر تنها
Here someone is hidden; suppose not that you are alone. She has very sharp ears; do not open your tongue to evil.
غزل شمارهٔ 215من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
غزل شمارهٔ 321آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شدهست
Since midnight sickness has manifested itself in that Master; till daybreak he has been beating his head uncontrollably against our wall.
غزل شمارهٔ 426غیر عشقت راه بین جستیم نیست
غزل شمارهٔ 469ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
غزل شمارهٔ 470ای غم! اگر مو شوی پیش منت بار نیست
غزل شمارهٔ 563دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
My heart, be seated near that person who has experience of the heart, go under that tree which bears fresh blossoms.
غزل شمارهٔ 578مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد
غزل شمارهٔ 609در خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشد
غزل شمارهٔ 639آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
غزل شمارهٔ 656مرغان که کنون از قفس خویش جدایید
Birds, who are now parted from your cage, show your faces again and declare where you are.
غزل شمارهٔ 703آن کس که ز جان خود نترسد
غزل شمارهٔ 765هله نومید نباشی که تو را یار براند
Say, do not despair because the Beloved drives you away; if He drives you away today, will He not call you back tomorrow?
غزل شمارهٔ 817چون مرا جمعی خریدار آمدند
غزل شمارهٔ 820هر چه آن خسرو کند شیرین کند
غزل شمارهٔ 823عمر بر اومید فردا میرود
غزل شمارهٔ 849ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند
غزل شمارهٔ 900بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد
Hold on the skirt of His grace, for suddenly He will flee; but do not draw Him as an arrow, for He will flee from the bow.
غزل شمارهٔ 911به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
On the day of death, when my bier is on the move, do not suppose that I have any pain at leaving this world.
غزل شمارهٔ 916درخت و برگ برآید ز خاک این گوید
غزل شمارهٔ 1142درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر
If a tree could move on foot or wing, it would not suffer the pain of the saw or the blows of the axe;
غزل شمارهٔ 1155از آن مقام که نبود گشاد زود گذر
غزل شمارهٔ 1214بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس
غزل شمارهٔ 1244ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش
غزل شمارهٔ 1447رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم
I went to the physician of the soul, I said, “Look at my hand. I am heartlorn and sick at once, both lover and intoxicated.
غزل شمارهٔ 1466در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
غزل شمارهٔ 1474حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم
غزل شمارهٔ 1516چه نزدیک است جان تو به جانم
غزل شمارهٔ 1596چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم
غزل شمارهٔ 1608 - چه کسام من؟ چه کسام من؟ که بسی وسوسهمندم
غزل شمارهٔ 1723نیَم ز کار تو فارغ، همیشه در کارم
غزل شمارهٔ 1729اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم
غزل شمارهٔ 1788تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
غزل شمارهٔ 1937هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین
Do not grieve over any joy that has gone forever, for it will return to you in another form, know that for sure.
غزل شمارهٔ 2037چون جان تو میستانی چون شکر است مردن
غزل شمارهٔ 2239رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو
I went to the master’s street and said, “Where is the master?” They said, “The master is a lover and is drunk and wandering from street to street.”
غزل شمارهٔ 2510مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخنخایی
غزل شمارهٔ 2530دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری
My heart came like a pen in the fingers of the Beloved; tonight it is writing zai, tomorrow it will write rai.
غزل شمارهٔ 2572جانا به غریبستان چندین به چه میمانی
My soul, why do you tarry so long in the land of exile? Return from this exile; how long will you be dispersed?
غزل شمارهٔ 2587ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
غزل شمارهٔ 2707کجایید ای شهیدان خدایی
Where are you, martyrs divine, affliction-seekers of the plain of Karbala?
غزل شمارهٔ 2730آورد خبر شکرستانی
غزل شمارهٔ 2910باز گردد عاقبت این در؟ بلی
غزل شمارهٔ 3061اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی
If you have no beloved, why do you not seek one? And if you have attained the Beloved, why do you not rejoice?

