Toggle stanza 1
خال کآزار تو گزیده بُوَد
1

خال کآزار تو گزیده بُوَد

همچو خال سفید دیده بُوَد

2

کند آن خالت از خرد خالی

بهر میراث مادرت حالی

3

چون زرت باشد از تو جوید رنگ

چون بوی مفلس از تو دارد ننگ

4

خواجه خواند چو کار باشد راست

پس چو شد کژ غلام‌زادهٔ ماست

5

شاهزاده بوی چو داری مال

داه زاده شوی چو بد شد حال

6

پس تو گویی فلان مرا خالست

سنگ دل خال نیست تبخالست

7

رو تو از ننگ خال بی‌عم باش

خال و عم را بمان و بی‌غم باش

8

تا دو دستت به دامن خالست

هردو پایت میان آخالست

9

حکمت اندر عرب فراوانست

وز همه خوبتر یکی آنست

10

که عدی چون شد از عداوت خال

همنشین سباع و وحش و رمال

11

نشنیدی که راند در امثال

رو تو عم غم شمار و خال وبال

Sources

Persian text source: Ganjoor