Toggle stanza 1
بود در روم بلبل و زاغی
1

بود در روم بلبل و زاغی

هر دو را آشیانه در باغی

2

زاغ دایم بگرد باغ درون

می‌پریدی میان راغ درون

3

بلبلک شاد در گلستانها

می‌زد از راه عشق دستانها

4

زاغ را طعنه زد که خوش گویم

زشت‌رویی و من نکو رویم

5

زاغ غمگین شد و برفت از دشت

شاد بلبل به جای او بنشست

6

زاغ دلتنگ و بلبلک دل شاد

کودکی رفت و دامکی بنهاد

7

در فتادند هردوان ناکام

زاغ و بلبل به طمع دانه به دام

8

گفت زاغک به بلبل ای بلبل

گشتی آخر تو ساکن از غلغل

9

اندرین ره چه بلبل است و چه زاغ

مر فلک را چه مشعله چه چراغ

Sources

Persian text source: Ganjoor