بخش 60 - حکایت
Toggle stanza 1خواست وقتی ز عجز دینداری
11
خواست وقتی ز عجز دینداری
از یکی مالدار دیناری
22
آنگهی مالدار بیهنجار
مُهر بر لب نهاده دل مردار
33
یک دو بارش چو گفت سایل راد
مالدار این چنین جوابش داد
44
گفت اگر حقپرستی ای تن زن
دین و دنیی ز حق طلب نه ز من
55
گفت دین هست نیک و دنیا رد
نیک ازو خواهم و ز تو بد بد
66
که مرا گفتهاند از پی دل
حق ز حق خواه و باطل از باطل
77
چون تو بر باطلی و من بر حق
از تو جویم نصیب خویش الحق
88
زانکه نفس ارچه گوهریست شریف
کار او باطل است و رای سخیف
99
دل بدو دادهام که حق پرورد
بازگردد به سوی حق پر درد
1010
دین نیابی گرت غم بدنست
زانکه کابین دین طلاق تنست
Sources
Persian text source: Ganjoor

