غزل شمارهٔ 203
Toggle stanza 1دوش تا روز من از عشق تو بودم به خروش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش
وان شکر خنده شیرین تو از چشمه نوش
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1165
یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دستِ تطاول به مال رعیّت دراز کرده بود و جور و اذیّت آغاز کرده. تا به جایی که خلق از مَکایدِ فعلش به جهان برفتند و از کُرْبَتِ جورش راهِ غربت گرفتند. چون رعیّت کم شد، ارتفاعِ ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند.
هر که فریادرسِ روز مصیبت خواهد
SaadiGolestanباب اول در سیرت پادشاهانحکایت شمارهٔ 6
دوش در صومعه آمد صنم باده فروش
جام می در کف و زنار حمایل بر دوش
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 397
دوش در میکده ترسا بچه باده فروش
گفت از من سخنی دار چو آویزه به گوش
Allama IqbalPayam-e Mashriqافکاربخش 42 - بندگی
دوشم آهنگ عشا بود که آمد در گوش
ناله از تار ردایی که مرا بود به دوش
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 218
در بغل مصحف و سجاده تقوا بر دوش
برد از مدرسه ام مغبچه باده فروش
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 326

