رباعی شمارهٔ 153
Poet: Sanai
Toggle stanza 1نقاش که بر نقش تو پرگار افگند
نقاش که بر نقش تو پرگار افگند
فرمود که تا سجده برندت یک چند
چون نقش تمام گشت ای سرو بلند
میخواند «وان یکاد» و میسوخت سپند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بردار دل از مادر دهر ای فرزند
با نصف اخیر شوهرش در پیوند
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 96 - رباعی
کم کن طمع از جهان و میزی خرسند
از نیک و بد زمانه بگسل پیوند
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 83
جز صحبت عاشقان و مستان مپسند
دل در هوس قوم فرومایه مبند
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 629
در بندم از آن دو زلف بند اندر بند
در نالهام از لبان قند اندر قند
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 660
رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند
بیرون آمد بنزد من خنداخند
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 710
ما میخواهیم و دیگران میخواهند
تا بخت کرا بود کرا راه دهند
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 810
در چشم من آمد آن سهی سرو بلند
بربود دلم ز دست و در پای افکند
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 56
در خرقهٔ توبه آمدم روزی چند
چشمم به دهان واعظ و گوش به پند
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 57
گویند مرو در پی آن سرو بلند
انگشتنمای خلق بودن تا چند؟
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 58
قاضی همدان را حکایت کنند که با نعلبند پسری سر خوش بود و نعل دلش در آتش. روزگاری در طلبش متلهف بود و پویان و مترصد و جویان و بر حسب واقعه گویان:
در چشم من آمد آن سهیسرو بلند
SaadiGolestanباب پنجم در عشق و جوانیحکایت شمارهٔ 20
Sources
Persian text source: Ganjoor

