Toggle stanza 1
زخم از هنر همیشه به صاحب هنر رسد
1

زخم از هنر همیشه به صاحب هنر رسد

چون خانه صدف که به آب از گهر رسد

2

افتادگی گزین که ازین خاکدان پست

شبنم به آفتاب ازین بال وپر رسد

3

بر دل گذار دست که در گلشن ادب

دستی که کوته است به وصل ثمر رسد

4

از چشم تنگ مور که خاکش به چشم باد

مشکل به طوطیان سخنگو شکر رسد

5

از التفات عشق گرانمایه گشت دل

مانند گوهری که به صاحب نظر رسد

6

در عهد ما که در گره افتاده کارها

مشکل به داد آبله ها نیشتر رسد

7

شبنم ز چشم شور نمکسود می کند

داغی اگر به لاله خونین جگر رسد

8

در پیچ وتاب باش که فیض پیچ وتاب

زنار بیشتر به وصال کمر رسد

9

کوتاه کن فسانه که سودا نه آن شب است

کز حرف و صورت رشته عمرش بسر رسد

10

صائب کجاست طالع آنم که آن نگار

چون دولت نخوانده ز در بیخبر رسد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 4077 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood