غزل شمارهٔ 4216
Toggle stanza 1آنها که در چمن قدح مل نمی زنند
11
آنها که در چمن قدح مل نمی زنند
دست نشاط در کمر گل نمی زنند
22
رسم است گل به سقف زدن موسم بهار
طفلان چرا به سقف قفس گل نمی زنند
33
هستند چرب ونرم به هنگام اخذ وجر
تا تیغ می زنند تغافل نمی زنند
44
در روزگار زلف پریشان نواز او
سبزان باغ شانه به کاکل نمی زنند
55
بر فرق سرو جای دهند آشیان زاغ
بر سنگ غیر بیضه بلبل نمی زنند
66
خونش به جوش آمده از روی گرم گل
از خار گل چرا رگ بلبل نمی زنند
77
زندان بود به طول امل پیشگان حرص
آنجا که حرف عرض تجمل نمی زنند
88
تیغی کشیده از پی دشمن فتاده ای
آزادگان به خصم تغافل نمی زنند
99
بی مشورت مباش که سرکردگان راه
یک گام بی صلاح توکل نمی زنند
1010
صائب غنیمت است که این طفل مشربان
آتش به آشیانه بلبل نمی زنند
Sources
Persian text source: Ganjoor

