Toggle stanza 1
کرم به ابر سبکدست همچو عمان کن
1

کرم به ابر سبکدست همچو عمان کن

تمام روی زمین را رهین احسان کن

2

ز باده چهره گلرنگ را فروزان کن

ز قطره های عرق بزم را چراغان کن

3

به شکر این که جبین گشاده ای داری

ملایمت به خس و خار این گلستان کن

4

به آبروی عزیزان مگر شوی سیراب

سفال تشنه خود وقف می پرستان کن

5

هوای نفس چو گردید زیردست ترا

ز باد تختگه خویش چون سلیمان کن

6

فضای شهر مقام نفس کشیدن نیست

چو گرد باد نفس راست در بیابان کن

7

مدار فیض خود از ابر همچو بحر دریغ

تمام روی زمین را رهین احسان کن

8

شود کلید ز اعجاز عشق آخر قفل

نظر به پیرهن و چشم پیر کنعان کن

9

نظر به چشمه حیوان سیه مکن صائب

به آبروی، قناعت ز آب حیوان کن

Sources

Persian text source: Ganjoor