Toggle stanza 1
سرو بالای تو از آب روانی برداشت
1

سرو بالای تو از آب روانی برداشت

کوه تمکین تو از خاک گرانی برداشت

2

از اجل چاشنی قند مکرر یابد

در حیات آن که دل از عالم فانی برداشت

3

می خورد خون جگر بیش ز ته جرعه عمر

بیشتر هر که تمتع ز جوانی برداشت

4

دل ز جمعیت اسباب چو برداشتنی است

آنقدر بار به دل نه که توانی برداشت

5

از سبکروحی پروانه کباب است دلم

که ز جان دست به یک بال فشانی برداشت

6

بر دلم درد گران بود ز بی حوصلگی

صبر ازین کوه گرانسنگ گرانی برداشت

7

رنگ صائب به رخ می نتوانم دیدن

تا ز رخساره من رنگ خزانی برداشت

Sources

Persian text source: Ganjoor