Toggle stanza 1
ز چاک سینه خود هر که قبله گاهش نیست
1

ز چاک سینه خود هر که قبله گاهش نیست

به هیچ وجه به درگاه قرب راهش نیست

2

ز آه سرد بود بادبان کشتی دل

به هیچ جا نرسد هر دلی که آهش نیست

3

غرض ز وسعت میدان لامکان، شان است

وگرنه غیر دل تنگ جلوه گاهش نیست

4

حضور خاطر دیوانه مشربان وحشی است

من و سراسر دشتی که یک گیاهش نیست

5

ز انفعال رسیدم به این بارگاه قبول

خوش آن گنه که به جز شرم عذر خواهش نیست

6

حنای عقده گشایی به ناخنی بسته است

که غیر سینه مجروح دستگاهش نیست

7

به روی بستر گل خواب می کند مرغی

که شب به غیر پر و بال خود پناهش نیست

8

منم که خانه به دوش توکلم ورنه

کدام قطره که در بحر، خانه خواهش نیست؟

9

اگر چه گل دگری می زند به دستارش

چه فتنه هاست که در نرگس سیاهش نیست

10

ز هر دلی که سفر می کند غبار ملال

به غیر سینه صائب قرارگاهش نیست

Sources

Persian text source: Ganjoor